سلام به همه خوانندگان و عذرخواهی برای چند روز که از زمان گذشت نسخه قبلی خاطرات منما این فصل را با اولین جنگ تهاجمی کرواسی، افزایش نارضایتی در خانه، و آغاز یک ایده برای شکل دادن به یک اپوزیسیون سیاسی پایان دادیم. در این نسخه، ما در نهایت به لحظه تاج گذاری حرفه ای سیاسی و داستان چگونگی رسیدن به آنجا رسیدیم. بیایید شروع کنیم.

اولین حزب اپوزیسیون کرواسی

نارضایتی ذکر شده در نسخه قبلی همچنان به رشد خود ادامه داد. بازیکنان بیشتر و بیشتر برای دولت کار می کردند، اما آنها همیشه نمی توانستند منابع خود را به دلیل کمبود شرکت ها، NPC ها و سایر محدودیت ها ما را از تولید کافی منع کنند.

یکی از پیشنهادهای من کاهش مالیات و اجازه دادن به هر شهروند برای بازی و کار با این حال آنها می خواستند، آزادانه شرکت در بازار. خود دولت با توجه به همان اصول سرمایه داری، پس از مدل های لهستانی و سوئدی آن زمان عمل خواهد کرد.

منگا این ایده ها را مسخره و رد کرد. در نتیجه، اندکی قبل از انتخابات مارس 2025، چندین نفر از ما تاسیس کردیم. حزب دهقانان کرواسی (HSS)ایجاد اولین حزب اپوزیسیون واقعی کرواسی منگا با توهین پاسخ داد، اما او تصویر کاملی از آنچه ما آماده کرده بودیم نداشت.

علاوه بر بازیکنان ناراضی که به حزب ما ملحق شده بودند، ما از چند نفر در خارج از آن حمایت کردیم. از لحظه ای که او وارد شد، نوبر روشن ساخت که خود را با اردوگاه سیاسی هم تراز نخواهد کرد و مستقل خواهد ماند. با این وجود، او موافقت کرد که رای خود را به ما بدهد تا به حذف مانگا از قدرت کمک کند.

Appexدر عین حال، رای خود را به دو نفر در مرکز شهر پلوچی پس از متقاعد کردن از دوست RL خود به فروش رساند. فراریکسی که یکی از چهره های پیشرو پشت اپوزیسیون رو به رشد بود. با این حال، گلوله نقره HSS به شکل Jiren و Aldrich آمد. هر دو عضو حزب ماگا بودند و هنوز در فهرست انتخاباتی خود بودند. این بدان معنی است که حتی در صورت شکست محدود، ما به طور بالقوه دو عضو کنگره داشتیم که می توانستند از راهرو عبور کنند و از ما در از بین بردن مانگا از قدرت حمایت کنند.

شب انتخابات فرا رسید. جو در کانال گرم شد، اما منگا متقاعد شد که همراه با ربات های خود، اکثریت قریب به اتفاق را در اختیار داشت. سپس تغییرات روزانه وارد شد و این شوک را نیز به همراه داشت. حتی حزب ما انتظار نداشت که به طور مستقیم برنده شود. ما امیدوار بودیم که چیزی در حدود ۵۵-۴۵ به نفع مانگا باشد که هنوز به ما اجازه می داد تا با حمایت آلدریش و جین، کنگره را کنترل کنیم.

در عوض، ما پیروز شدیم. مانگا شوکه شد. کمی طول کشید تا آنچه اتفاق افتاده را پردازش کند. و بعد عصبانی شد ...

بعدی انتخابات

ما همکاری مانگا را پیشنهاد کردیم، هر چند در مورد شرایط ما. اما از دیدگاه او، این هرگز یک گزینه نبود. مدت کوتاهی پس از انتخابات، او اعلام جنگ علیه استرالیا را آغاز کرد، اگرچه می دانستیم که چنین اقدامی می تواند مداخله سوئد را تحریک کند و به طور بالقوه شامل این اقدام شود. اتحادکه در آن زمان دومین قدرت قوی روی سرور بود. خوشبختانه چون ما کنگره را کنترل کردیم، توانستیم حرکت را متوقف کنیم.

در عوض، ما تلاش های خود را در مذاکرات با SAF متمرکز کردیم و جزئیات باقی مانده NAP را شروع کردیم که قصد داشتیم یک هفته بعد در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کنیم. نامزد ترجیحی من برای رئیس جمهور، موتورینا بود. او یک بازیکن با تجربه در این نوع بازی و یک حزب کمونیست سابق مبارزه سخت از یک بازی قبلی بود که در آن او همچنین تجربه ای در مبارزه با منگا به دست آورد.

متاسفانه موتورا کاهش یافت. بنابراین تصمیم گرفته شد که به جای آن اجرا شوم، علی رغم این که هیچ وقت به عنوان CP خدمت نکرده بودم. منگا حتی آن را به انتخابات ریاست جمهوری هم نرساند. او با امتناع ما از حمایت از تجاوز به استرالیا، تصمیم گرفت خود را استیضاح کند. ما اولین تلاش خود را رد کردیم، اما او همچنان ادامه داشت و در نهایت موفق به استیضاح خود تنها دو روز قبل از انتخابات شد.

ما پس از آن NAP را با SAF امضا کردیم و روابط خوبی با آنچه از جامعه آنها باقی مانده است برقرار کردیم.

اولین چالش های دولت جدید

در همین حال، مقدونیه به جنگ با آلبانی رفته بود و مناطق خود را اشغال کرد. در نتیجه، طرح قبلی مانگا برای اجاره Shkodër به طور موثر مرده بود و کرواسی نمی خواست به سادگی وضعیت جدید را بپذیرد. برخی از بازیکنان کرواسی شروع به مبارزه برای آلبانی کردند، تا حدودی از سرخوردگی بازیکنان مقدونیه که در طول جنگ خود برای SAF جنگیده بودند. مقدونیه با تهدید به اینکه کرواسی اگر بازیکنان ما متوقف نشوند، مستعمرات SAF خود را از دست خواهد داد.

در آن زمان هیچ تمایلی به درگیری دیگری نداشتم. اما یک چیز وجود داشت که نمی خواستم بپذیرم: تهدید. مهم نیست که موقعیت من چقدر دشوار است، به کشور دیگری اجازه نمی دادم که اقدامات ما را از طریق ارعاب دیکته کند. و شروع کرد.

یک اتحاد با صربستان امضا شد و این طرح در حرکت بود. صربستان از شمال به مقدونیه حمله می کند، در حالی که کرواسی از جنوب آلبانی حمایت می کند. با هم، ما امیدوار بودیم مقدونیه را مجبور کنیم تا اشغال آلبانی را رها کند و NAP را بپذیرد.

جنگ آغاز شد و مقدونیه به طور قابل توجهی قوی تر از آنچه پیش بینی کرده بودیم، ثابت کرد. با کمک و Demetrios در کنار آنها، دو جامعه جوان ما با آنها مبارزه کردند، عمدتا به دلیل تجهیزات پایین ما. اتفاقی افتاد که اصلاً پیش بینی نکرده بودیم.

کره مداخله کرد.
دخالت آنها بخشی از برنامه های ما نبود، اما به طور کامل مسیر جنگ را تغییر داد. در عرض یک هفته، تانک های کره ای مقدونیه ها را شکست دادند، مخالفت خود را با نی و سوائوکا متوقف کردند و آنها را مجبور به پذیرش مذاکرات برای NAP کردند که در آن آلبانی آزادی کامل را به دست آورد. تنها درخواست مقدونیه دریافت مقدار مشخصی از CC بود تا بتواند چهار NPC را در حالی که شرکت های خود را تغییر می دهد، حفظ کند. این شرایطی بود که همه منطقی به نظر می رسیدند. همه جز آلبانی

متاسفانه آلبانی NAP را رد کرد، به این معنی که هدف اصلی کرواسی هرگز به دست نیامد. آنچه پس از آن دو بومرنگ بود که بلافاصله به صورت ما پرواز کردند.

یکی از آنها که انتظار داشتیم.

دیگران هرگز از ذهن ما عبور نکردند.

اگر چه این مقاله تنها دو یا سه هفته از وقایع بین اواخر ماه مارس و اوایل آوریل را پوشش داد، من بقیه اولین دوره ریاست جمهوری خود را برای نسخه بعدی ترک خواهم کرد.

با تشکر از شما برای خواندن و در نظر گرفتن حق بیمه برای خاطرات و مواد اضافی از این دوره.